و فروغی که به چشمان تو است..

نه از آن شادی دیروز که با دیدن من

غرق در آن بودی..

و نه آن غرور بی جا که ببینید همه،

مرد رویای من از راه رسید

و بدان خوش بودی..

و نه از رنج رقیبان دل افگار تو است..

کاش می دانستی

برق چشمان تو از خون دل و زجر فراوان من است…

« »